بچه که بودم یه کارتون دیدم که یه دختر سفید پوش با اسب سفید شاخدارش به بچه های روستا تو یه کاری کمک کرد ُحالا چه کاری بود و چی کار کرد دقیقا یادم نیست ولی آخرش دختر سفید پوش رفت بالای کوه آتشفشان ایستاد ودوتا انگشتش رو به سمت آسمون گرفت و ناپدید شد .فکر کنم رفت به آسمون.
حالا وقتی خیلی ناراحتم وبه شدت احساس قربانی بودن می کنم ُ دلم می خواد منم انگشتامو به سمت آسمون بگیرم ُ شاید که منم به آسمون برم...
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 15:39 توسط نفیسه نصیران
|