آنا گاوالدا

مدتی بود که به دنبال سبک خاصی در نوشتنم بودم سبکی که از آن خودم باشد مثل یک امضا که هر جا نوشته ای از من دیده می شود بارز باشد که آن نوشته مال من است. اما براستی یافتن سبکی که از قلم تو بتراود وتمیز آن از کپی آخرین نوشته ای که خوانده ای بسیار سخت است.

در این مدت اتفاقی به آثاری برخوردم که گرچه قبلا آن را خوانده بودم اما متوجه سبک خاص آنها نشده بودم. یکی از آن نوشته ها کتابهای بوبن بود.

اما این پاسخ من نبود. هفته پیش کتابی به دستم رسید که پاسخی برای بسیاری از پرسشهای من پیرامون نوشتن بود ونگاه خاصش را بسیار دوست داشتم وهمینطور اینکه چگونه می توانی در کنار خانواده ای که تو محور آنی ودرگیر بسیاری از روابط ، مسئولیتها ووظایف آن هستی بنویسی .

این کتاب بسیاری از پرسشهای مرا در بر داشت واگر چه همه داستانهایش به نظرم به یک اندازه قوی نبودند اما بسیار قابل تامل به نظر می رسید. من که آن را پسندیدم شما را نمی دانم؟!!

اما ، عنوان این کتاب : دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد.

نوشته آنا گاوالدا.

من ترجمه خانوم الهام دارچینیان را خواندم  ونمی دانم آیا ترجمه دیگری از این کتاب هست یانه.

نظرتان را برایم بنویسید!