عذرخواهی
اتفاقا من در خوشحال ترین وضعیت ممکنم به سر می برم.نوشته بالا این نیست که از زندگیم وهمه چیزهای دور و ورم هستند ، خسته ام .من فقط از رفتار خودم خسته بودم .من اقرار به ناتوانیم کردم؛تا راحتتر زندگی کنم. تا دست از جنگیدن با خودم وبا دنیا بردارم.
راستش من این چند وقته نوشته ای به شیشه اجاق گازم زده ام با این مضمون :
«مشکل همیشه وجود دارد
ترسها همیشه هستند
من باید راهی برای واکنشهای خود بیابم.»
همه آدمهایی که مرا می شناسند می دانند که چقدر حساس وزود رنجم وپذیرفتن هر مشکل یا مسئله ای برای من چقدر سخت است.برای همین اقرار کردم تا از این زود رنجی ، از این حساس بودن واز این حرص خوردنهای بیمورد رها شوم.
یک بار دریکی از همین کتابهای خودشناسی دعایی خواندم که مرا برای همیشه شیفته خود کرد وآن دعا این بود:
خداوندا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم وشهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم وبینشی که تفاوت آن دورا بدانم.
ومن این دعا را به همه عزیزانی که دوستشان دارم تقدیم می کنم.