اینم یه نمایسنامه کوتاه رادیویی دیگه که قرار بود با موضوع سوت بنویسیم

قانون جدید

 

صدای گام.

آ هنگی که با سوت نواخته می شود.

شاه: دلمان گرفته بود. چه خوب شد از آ ن کاخ لعنتی آ مدیم بیرون( مکث)

وزیر! این مردک چه می زند؟

وزیر : سوت.اعلی حضرت.

شاه : سوت دیگر چیست ؟

وزیر : قربان زبان را در دهان لوله می کنند. سپس در آ ن می دمند. ملاحظه کنید اعلی حضرت .(سوت می زند.)

شاه : ما هم می توانیم؟

وزیر: بعله قربان .همه می توانند.دهانتان را باز کنید.

شاه: آ...

وزیر: زبانتان را لوله کنید( مکث) نه قربان.روبه بالا آهان لبهایتان را جمع کنید .حالا فوت کنید.

شاه : ( فوت می کند) چرا صدا نمی دهد.

وزیر: قربان تمرین می خواهد. تمرین.

شاه تمرین؟ ( بازهم فوت می کندـ فقط صدای فوت) گفتی اسمش سوت است.

وزیر : بعله قربان

شاه : اسمش فوت بود بهتر نبود؟( مکث) بزن!

وزیر: چی قربان؟

شاه : سوت دیگر سوت!

وزیر: (سوت  می زند)

شاه : نه اینطوری نه.آ هنگ بزن.مثل آ ن مرد.

وزیر: فدایتان گردم من آ ن طور بلد نیستم.

شاه : بی عرضه.گفتی زبانم را لوله کنم؟

وزیر : بعله قربان

شاه : لبهایم را جمع کنم.؟

وزیر : بله قربان.

شاه : فوت فوت فوت

شاه : نمی شود که.

وزیر : گفتم که قربان تمرین می خواهد.

شاه : فوت فوت فوت( صدای سوت در نمی آ ید.)

صدای سوت آ هنگین مرد بلندتر به گوش می رسد.

شاه : اه نمی شودکه( فوت فوت)

وزیر: فدایتان گردم تم...

شاه : بگو خفه شود.

وزیر : کی قربان؟

شاه : آ ن مردک.

وزیر: چشم قربان

شاه:خواستیم دلمان باز شود بدتر شد.( مکث ـ با صدای بلند) از امروز هر کس سوت بزند یا با سوت آ هنگی بنوازد .او را به سیاهچال می اندازیم. این قانون جدید است.